الهام باقری

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (10)

کد خبر: 30625 | تاریخ خبر: 02/07/1396


حرف «الف» بخش دهم:












                              


                     






































































































































































































ردیف



واژه



برابر درست



251



«اَکرم» واژه عربی‌ست



گران‌مایه، ارجمند، گرامی، بزرگوار؛ گرامی‌تر، بزرگ‌تر، بزرگوارتر


نمونه: ... همه مسلمین با اندیشمندان و متفکرانشان به عنوان سربازان رسول اکرم (ص) در ین سرزمین گردهم آمده اند


که باید چنین تغییر کند: ... همة مسلمانان با اندیشه‌مندان و متفکران‌شان، سربازان پیامبر گرامی (ص) هستند، که در این سرزمین گردهم آمده‌اند.



252



«اکسپرس» واژه فرانسوی‌ست



تندرو، پرشتاب



253



«اکسپورت» واژه فرانسوی‌ست



صادرات



254



«اِکسیر» معرب از یونانی‌‌ست



کیمیا؛ معجون



255



«اِکو» واژه فرانسوی‌ست



پژواک، پخش صدا؛ نام یک سازمان جهانی؛ نام آزمایش قلب



256



«اکولوژی» واژه فرانسوی‌ست



بوم‌شناسی، دانش محیط زیست


نمونه: ... اما مشکلات این بخش همچنان به شدت اکولوژی زیست محیطی جنگلی ،دریایی و رودخانه های استان را به شدت دچار چالش کرده است.


که باید چنین تغییر کند: ... ... اما مشکلات این بخش، توان زیست‌محیطی جنگلی، دریایی و رودخانه‌های استان را به‌شدت با بحران روبه‌رو کرده است.



257



«اِکونومی» واژه فرانسوی‌ست



دانش اقتصاد؛ اقتصادی، به‌صرفه، با صرفه‌جویی؛ در هواپیما، مقصود از «کلاس (صندلی) اکونومی»، مسافر (صندلی) عادی یا معمولی‌ست.


نمونه: هواپیمایی که برای این پرواز در نظر گرفته شده ... 116 صندلی اکونومی (معمولی) و 30 صندلی بیزنس (تجاری، بازرگانی) دارد.



258



«اِکیپ» واژه فرانسوی‌ست



دسته، گروه


نمونه: وی از استقرار اکیپ (گروه) مطالعاتی و پژوهشی بنیاد علوی طی (در) مهرماه امسال در این شهرستان خبر داد.



259



«اَکیداً» واژه عربی‌ست



به‌طور مؤکد، به‌طور قطع، بی‌بروبرگرد، صددرصد


ر.ک.به: «اتفاقاً»، شماره‌ی 19


نمونه: بازپس‌گیری داروهای فروخته‌شده که از داروخانه خارج شده، اکیداً (صددرصد) ممنوع است.



260



«اِلّا» واژه عربی‌ست



جز، مگر، به‌جز، غیر از



261



«الان» واژه عربی‌ست



اکنون، در این هنگام، هم‌اکنون، حالا، کنون، در این روزگار،


نمونه: ... گرچه الان (اکنون، هم‌اکنون) جنگ نظامی وجود ندارد، اما دفاع فرهنگی هنوز ادامه دارد


بهتر است بنویسیم: ... گرچه دیگر در جنگ نظامی نیستیم، اما دفاع فرهنگی هنوز ادامه دارد.



262



«الاهیات» واژه عربی‌ست



خداشناسی، دین‌شناسی


نمونه: وی علاوه (افزون) بر تحصیلات در حوزة الاهیات (خداشناسی) در رشتة روان‌شناسی نیز تحصیل کرده و روان‌درمانگر می باشد (است).



263



«الاغ» واژه ترکی‌ست



چاپار، پیک، قاصد؛ خر



264



«البته» واژه عربی‌ست



باری؛ بی‌گمان، بی‌شک، بی‌تردید، هرآینه؛ هرگز، هیچ‌گاه؛ هرچند



265



«اَلبسه» واژه عربی‌ست



جمع لباس، لباس‌ها، پوشاک، پوشش


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: رضا سیار فرماندار قم نیز دراین رابطه با اشاره به ظرفیت قابل توجه موجود در استان برای تولید پوشاک و البسه خاطر نشان کرد...


که باید چنین تغییر کند: رضا سیار فرماندار قم نیز دراین باره، با اشاره به ظرفیت فراوان موجود در استان برای تولید پوشاک یادآوری کرد...



266



«التجا» واژه عربی‌ست



پناه، پناه‌جویی، پناه گرفتن، پناه آوردن، پناه بردن


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: التجا و پناه (بردن) به دامن پرخیر و برکت کلام وحی و آیات مشحون از امید و لبریز از حیات، چنان آرامشی را در وجود آدمی به وجود می آورد که با هیچ چیز دیگری قابل قیاس نیست.



267



«التزام» واژه عربی‌ست



همراهی؛ تعهد، متعهد، لازم گرفتن



268



«التزاماً» واژه عربی‌ست



به‌ناچار، به‌اجبار، از سر ناچاری


ر.ک.به: «اتفاقاً»، شماره‌ی 19



269



«التفات» واژه عربی‌ست



توجه؛ لطف، مهربانی؛ بازنگری، بازنگریستن، اعتنا کردن، وانگریستن، بازپس نگریستن، گوشه‌چشمی داشتن


نمونه: نگارندة این سطور مدت‌هاست که نسبت به (درمورد) انفعال و عدم التفات (بی‌توجهی) ایران نسبت به جنگ حقوقی در عراق و سوریه هشدار داده است.



270



«التقاط» واژه عربی‌ست



برگرفتن، برچیدن، دانه‌چینی، دانه‌چینی از سخن؛ سر رسیدن؛ آگاهی، دیده‌وری بدون جست‌وجو


نمونه: ... حال آن‌که تو او را و تفکر شوم و التقاط (دانه‌چینی/ برگرفتن) بی‌معنایش (را) از اسلام اسرائیلی را به مسلخ می‌بردی.



271



«التماس» واژه عربی‌ست



درخواست بسیار، خواهش بسیار


نمونه: ... نیکی هیلی نمایندة آمریکا در سازمان ملل مدعی‌ست که کرة شمالی برای جنگ، التماس (درخواست بسیار) می‌کند.



272



«التهاب» واژه عربی‌ست



گرمی و سوزش، آماس؛ بی‌قراری، ناآرامی؛ خشم، عصبانیت، برافروختگی؛ شعله کشیدن، برافروختن


نمونه1: هپاتیت، التهاب (سوزش/ برافروختگیِ) بافت کبد است.


نمونه2: با نگاهی به تاریخ سیاسی معاصر، به برخی واحدهای ملی برمی‌خوریم که ... در مقایسه با دیگر واحدهای ملی، به‌ویژه در دوران التهاب (ناآرامی) و ناامنی توانسته‌اند ثبات را به شهروندان خود عرضه دارند.



273



«اِلتیام» واژه عربی‌ست



بهبود زخم، جوش خوردن زخم؛ صلح، آشتی، سازواری؛ پیوستگی


نمونه: ... بخشی از دردشان را التیام (بهبود) بخشند.



274



«اِلحاح» واژه عربی‌ست



پافشاری، اصرار، سرکشی کردن،



275



«اِلحاد» واژه عربی‌ست



از دین برگشتن، از دین برگشته، بی‌دینی، بی‌اعتقادی، کفر


نمونه: شهیدان ما در ایرنا ... در اقصی (دورترین) نقاط جهان در داخل و خارج، مانند صحنة نبرد با تکفیریی‌ها یا مبارزه با الحاد (بی‌دینی) حضور دارند.



276



«الحاق» واژه عربی‌ست



پیوست، پیوستن، ضمیمه، دررسیدن


 نمونه: هیأت وزیران ... با الحاق (پیوستن) دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مشترک ایمنی مدیریت سوخت ... موافقت کرد.



277



«الحاقیه» واژه عربی‌ست



پیوست، ضمیمه


نمونه: ... مذاکراتی برای یک توافق جدید شروع شود که می‌‌تواند الحاقیه‌‌ای (پیوستی) به برجام باشد.



278



«الزاماً» واژه عربی‌ست



ناچار، به‌ناچار، به‌اجبار، باید، بایسته، ضروری، الزامی


ر.ک.به: «اتفاقاً»، شماره‌ی 19


نمونه: ایران در شرایط (موقعیت) کنونی... الزاماً (به‌ناچار) باید هزینه‌های این چالش (بحران) را بپردازد.



279



«الصاق» واژه عربی‌ست



چسباندن، نصب


نمونه: ...در صورت نیاز صرفاً (فقط/ تنها) با الصاق (چسباندن/ نصب) پلمپ نسبت به (برای) انجام صادرات خود اقدام نمایند.



280



«اَلفاظ» واژه عربی‌ست



جمع لفظ، لفظ‌ها، سخنان، واژگان، کلمه‌ها


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: زمانی که ما بر جنگ الفاظ (واژگان) دامن می‌زنیم، آن‌گاه شرایط (وضعیت) تبدیل شدن آن به واقعیت ... نزدیک‌تر می‌شود...



281



«اُلفَت» واژه عربی‌ست



خوگرفتن، خوگیری، دوستی، هم‌دمی، هم‌بستگی، آمیزش


نمونه: ... افزایش دل‌بستگی و الفت (هم‌بستگی) آنان با فضاهای آموزشی از دیگر اهداف (هدف‌های) طرح هجرت دانش‌آموزی‌ست.



282



«اِلقا» واژه عربی‌ست



ذهنیت‌سازی، رساندن، دادن



283



«اِلِمِنت» واژه انگلیسی‌ست



عنصر، مقاومت برقی



284



«اَلواح» واژه عربی‌ست



گِل‌نوشته‌ها


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: تصویب قانون ضد مهاجرتی برعلیه (ضد) اتباع ایرانی ...، اقدام نظام قضایی این کشور برای مصادرة الواح (گل‌نوشته‌های) باستانی متعلق به ایران، ... همه و همه حاکی از این است که ...



285



«اَلوار» *



لرها


ر.ک. به: «اتراک»، شماره‌ی 15



286



«اَلوان» واژه عربی‌ست



جمع لون، لون‌ها، رنگ‌ها، گونه‌ها


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33



287



«الوهیت» واژه عربی‌ست



خدایی، خداوندی


نمونه: ... گروهی متون مقدس را دربردارنده و  منتقل‌کنندة نیروهای معنوی یا جادویی و ناقل پیام و بشارت و احکام الوهیت (خداوندی) و موجودات مقدس به انسان‌ها می‌دانند.




 



انتهای پیام /*