کد مطلب: 30613 | تاریخ مطلب: 1396/04/07
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

دکتر الهام باقری

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (4)

هم چنان در مدخل الف و برابرهای واژگان با آغاز این حرف الفبای فارسی هستیم. در این مطلب، دو نکته به نکته های پیشین اضافه شده است: در برخی نمونه ها به جای نشانه ی مساوی (=)، جمله ی «که باید چنین تغییر کند» آمده. این مدخل ها، مربوط به واژگانی ست، که کاربرد آن در زبان خبر نادرست به شمار می آید. بنابراین، مانند نمونه های پیشین، نمی توان هر دو بخش نمونه (هم متن خبر، هم ویرایش نویسنده) را درست دانست؛ و تنها جمله یی درست است، که پس از این عبارت آمده باشد: که باید چنین تغییر کند.

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (4)





حرف «الف» بخش سوم 











                                           



















































































































ردیف



واژه



برابر درست



84



«ارتعاش» واژه عربی‌ست



لرزش، لرزه، لرز، لرزیدن، لرزانیدن.


«ارتعاش» از اصطلاحات دانش فیزیک نیز هست، که برابر «لرز» یا «لرزش» پیشنهاد می‌شود.


نمونه: بهتر است از مسواک های استاندارد که حالت ارتعاش و عقب و جلو دارند، استفاده شود = بهتر است از مسواک‌های استانداردی استفاده شود، که لرزش و حرکت عقب-جلو دارند.



85



«ارتفاع» واژه عربی‌ست



بلندا، جای بلند، بلندی، برخاستن، بلند شدن، بالا آمدن، بلندمرتبگی، اوج گرفتن، از میان رفتن.


«ارتفاع» در دانش‌های: هندسه، ستاره‌شناسی، فیزیک، بلاغت ادبی، منطق، دیوانی و مالیاتی کلیدواژه است و نمی‌توان آن را تغییر داد.



86



«ارتقا» واژه عربی‌ست



بالا رفتن، بالا ‌آمدن، برشدن، افزایش.


نمونه: با... طراحی ها و برنامه های مدون، کیفیت کالاهای داخلی بیش از پیش ارتقا یابد = با ... طراحی‌ها و برنامه‌های مدون، کیفیت کالاهای داخلی بیش از پیش افزایش یابد (با ... طراحی‌ها و برنامه‌های مدون، بر کیفیت کالاهای داخلی افزوده گردد)



87



«ارجح» واژه عربی‌ست



برتر، بهتر، خوب‌تر، باارزش‌تر، ارزشمندتر، شایسته‌تر، سزاوارتر، بالاتر، چربنده‌تر.


نمونه: در فوتبال حرفه ای دنیا منافع تیم همواره ارجح است = در فوتبال حرفه‌ییِ جهان، منافع تیم بر منافع شخصی می‌چربد (منافع تیم ارزشمندتر از منافع شخصیست.) [در جمله‌ی خبریِ نمونه، اِشکال دستوری وجود دارد، که در برابرسازی برطرف شده است. کاربرد صفت برتر در یک جمله، یعنی مقایسه‌ی دو یا چند چیز با هم. «ارجح» صفت تفصیلیِ جمله‌ی خبری‌ست، که طرف دوم مقایسه ندارد! یعنی مشخص نیست «منافع تیم» به چه چیزی «ارجح» است؟ «منافع شخصی» بدون داشتن قرینه حذف شده که در دستور خبرنویسی نادرست است.]



88



«ارزاق» واژه جمع مکسر عربی‌ست



کالاهای خوراکی، خواربار، رزق‌ها، روزی‌ها.


ر.ک.به: «احساسات»، شماره‌ی 54


نمونه: ارزاق عمومی = کالاهای خوراکیِ همگانی (خواربار همگانی)



89



«ارزش قائل ‌بودن» مصدر مرکب فارسی-عربی-فارسی‌ست: ارزش (اسم) + قائل (مصدر عربی) + بودن (مصدر کمکی فارسی)



ارزش ‌دادن، ارزش ‌گذاشتن.


در خبرنویسی نباید «درازنویسی» را وارد کرد. پس تا جایی که ممکن است، باید از فعل‌های کوتاه به جای فعل بلند استفاده شود.


نمونه: بهتر است صاحبان قدرت برای ملت های خود ارزش قائل شوند


که باید چنین تغییر کند: بهتر است قدرت‌مداران ارزش ملت خود را بدانند. (به ملت خود ارزش بگذارند)



90



«اُرژینال» واژه فرانسوی‌ست



اصلی



91



«ارسال» واژه عربی‌ست



فرستادن، روانه کردن، راهی کردن، گسیل.


نمونه: برای تصویب به مجلس ارسال کند = برای تصویب به مجلس بفرستد.



92



«ارقام» واژه جمع مکسر عربی‌ست



رقم‌ها، شمارگان، خط‌ها، نوشته‌ها، نشانه‌ها، کالاها.


ر.ک.به: «احساسات»، شماره‌ی 54


نمونه: ارقام ریاضی = رقم‌های ریاضی (شمارگان ریاضی)



93



«اُرگان» واژه فرانسوی‌ست



نهاد، سازمان، دستگاه، روزنامه، ترجمان، نشریه، اندام، کارمند.


نمونه: روزنامه مردم ارگان حزب حاکم = روزنامه‌ی «مردم»، نشریه‌ی حزب حاکم



94



«اریب» واژه عربی‌ست



کج



95



از آن‌جا که



چون.


ترکیب «از آن‌جا که» قید ربط مرکب است که بیش‌ترین کاربرد آن در متن‌های اداری‌ست، نه متن خبر؛ و در خبرنویسی، جزو «درازنویسی» به شمار می‌آید و نباید آن را به کار برد.


نمونه: از آنجا که این اقدام در قیمت ‌ها پیش‌ خور  شده بود


که باید این چنین تغییر کند: چون این کار در قیمت‌‌ها پیش‌‌خور شده بود



96



از ... برخورداربودن



... را داشتن.


ر.ک.به: «ارزش قائل بودن»، شماره‌ی 89


نمونه: ... امروز از یک پشتوانه و تجربه قوی چهار‌ساله برخوردار است


که باید این چنین تغییر کند: ... امروز پشتوانه و تجربه‌ی نیرومند چهار‌ساله را دارد.



97



«از جمله» قید ربط مرکب فارسی-عربی‌ست از: از (حرف اضافه) + جمله (مصدر عربی)



هم‌چون، مانندِ، به‌سانِ



98



«ازدحام» واژه عربی‌ست



انبوهی، گروه مردم، کبکبه، گردهم‌آیی، همهمه.


نمونه: ازدحام جمعیت = انبوهیِ جمعیت



99



«ازدواج» واژه عربی‌ست



پیوند، زن‌وشوهر شدن، زن‌ گرفتن، شوهر کردن



100



«ازدیاد» واژه عربی‌ست



افزایش، افزودن، افزون ‌شدن



101



«از سوی» در معنای «توسط»



این ترکیب نادرست است و باید در جمله حذف شود. راه‌کارهای زیر را برای ویرایش جمله‌های دارای «از سوی» پیشنهاد می‌کنیم:


1. افزودن «را» به مفعول +حذف «از سوی» + تبدیل فعل مجهول به فعل معلوم


2. حذف «از سوی» + افزودن «در» به جای آن


3. حذف «از سوی» + افزودن «از» به جای آن


4. حذف «از سوی»


نمونه1: این مشارکت از سوی چه گروه ها، احزاب و قشرهای اجتماعی صورت پذیرفته است


که باید چنین تغییر کند: این مشارکت را چه گروه‌ها، حزب‌ها و قشرهای اجتماعی انجام داده‌اند.


نمونه2: در این مراسم که در حاشیه برگزاری 'همایش تخصصی بررسی عرفان، اخلاق و تربیت امام خمینی(ره)' از سوی وابستگی فرهنگی سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در نخجوان برگزار شد...


که باید چنین تغییر کند: در این مراسم که در حاشیه‌ی برگزاریِ همایش تخصصیِ «بررسی عرفان، اخلاق و تربیت امام خمینی(ره)» وابستهی فرهنگی سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در نخجوان برگزار شد...



102



ازطریقِ



با، از روی، از راه.


ترکیب «از طریق» اغلب در جای «توسط» به کار می‌رود، که نادرست است.


ر.ک.به: «از سوی»، شماره‌ی 101


نمونه: هماهنگیِ لازم با فدراسیون های کشتی کشورهای آسیایی برای حضور در این رقابت ها از طریق کمیته  پهلوانی اتحادیه و شورای کشتی آسیا در حال انجام است


که باید چنین تغییر کند: هم‌اکنون هماهنگیِ لازم را با فدراسیون‌های کشتی کشورهای آسیایی برای حضور در این رقابت‌ها، کمیته‌ی پهلوانی اتحادیه با شورای کشتی آسیا انجام می‌دهد.



103



«ازقبیلِ» قید ربط مرکب فارسی-عربی‌ست از: از (حرف اضافه) + قبیل (اسم عربی)



هم‌چون، مانندِ، به‌سانِ



104



«ازل» واژه عربی‌ست



همیشگی، زمان بی‌آغاز




































ردیف



واژه



برابر درست



84



«ارتعاش» واژه عربی‌ست



لرزش، لرزه، لرز، لرزیدن، لرزانیدن.


«ارتعاش» از اصطلاحات دانش فیزیک نیز هست، که برابر «لرز» یا «لرزش» پیشنهاد می‌شود.


نمونه: بهتر است از مسواک های استاندارد که حالت ارتعاش و عقب و جلو دارند، استفاده شود = بهتر است از مسواک‌های استانداردی استفاده شود، که لرزش و حرکت عقب-جلو دارند.



85



«ارتفاع» واژه عربی‌ست



بلندا، جای بلند، بلندی، برخاستن، بلند شدن، بالا آمدن، بلندمرتبگی، اوج گرفتن، از میان رفتن.


«ارتفاع» در دانش‌های: هندسه، ستاره‌شناسی، فیزیک، بلاغت ادبی، منطق، دیوانی و مالیاتی کلیدواژه است و نمی‌توان آن را تغییر داد.



86



«ارتقا» واژه عربی‌ست



بالا رفتن، بالا ‌آمدن، برشدن، افزایش.


نمونه: با... طراحی ها و برنامه های مدون، کیفیت کالاهای داخلی بیش از پیش ارتقا یابد = با ... طراحی‌ها و برنامه‌های مدون، کیفیت کالاهای داخلی بیش از پیش افزایش یابد (با ... طراحی‌ها و برنامه‌های مدون، بر کیفیت کالاهای داخلی افزوده گردد)



87



«ارجح» واژه عربی‌ست



برتر، بهتر، خوب‌تر، باارزش‌تر، ارزشمندتر، شایسته‌تر، سزاوارتر، بالاتر، چربنده‌تر.


نمونه: در فوتبال حرفه ای دنیا منافع تیم همواره ارجح است = در فوتبال حرفه‌ییِ جهان، منافع تیم بر منافع شخصی می‌چربد (منافع تیم ارزشمندتر از منافع شخصیست.) [در جمله‌ی خبریِ نمونه، اِشکال دستوری وجود دارد، که در برابرسازی برطرف شده است. کاربرد صفت برتر در یک جمله، یعنی مقایسه‌ی دو یا چند چیز با هم. «ارجح» صفت تفصیلیِ جمله‌ی خبری‌ست، که طرف دوم مقایسه ندارد! یعنی مشخص نیست «منافع تیم» به چه چیزی «ارجح» است؟ «منافع شخصی» بدون داشتن قرینه حذف شده که در دستور خبرنویسی نادرست است.]



. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال