کد مطلب: 30614 | تاریخ مطلب: 1396/04/18
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

الهام باقری

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (5)

در مطلب این هفته نیز ادامه ی حرف «الف» را پی گرفته ایم. خبرنگاران ارجمند به چند نکته ی دیگر درباره ی واژه های برابر توجه نمایند:

   جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (5)


1- مدخل‌های ستاره‌دار (*) صددرصد نادرست است و باید ویرایش شوند. بنابراین، جمله‌ی درست، جمله‌‌یی‌ست که پس از «که باید چنین تغییر کند» آمده باشد.


2- در نمونه‌های بدون ستاره، برابر پیشنهادی در پرانتز آمده است.


3-روی برخی واژگان در نمونه‌ها خط کشیده شده است. این خط یعنی باید واژه حذف شود. علت حذف در قلاب کنار واژه آمده است.



                                حرف «الف» بخش پنجم:










           







































































































































































ردیف



واژه



برابر درست



105



* اساتید



استادان


ر.ک.به (ارامنه، شماره‌ی 80)


نمونه: پیشنهادهای دریافتی توسط جمعی از اساتید ادبیات و شاعران معاصر بررسی و بهترین ها انتخاب و معرفی خواهند شد.


که باید چنین تغییر کند: پیشنهادهای دریافتی را جمعی از استادان ادبیات و شاعران معاصر بررسی می‌کنند، و بهترین‌ها انتخاب و معرفی خواهند شد.



106



«اساس» واژه عربی‌ست



بنیان، بنیاد، پایه، پی



107



* اسپانیولی



اسپانیایی، اسپانیول


«اسپانیول» در زبان فرانسوی، یعنی «منسوب به اسپانیا» یا همان «اسپانیایی». برای همین، ترکیب «اسپانیولی» دارای حشو است و باید «ی» نسبت فارسی را به «اسپانیا» چسباند، نه «اسپانیول»


نمونه: ...در سخنرانی خود برای جمع حاضر به زبان اسپانیولی (اسپانیایی) عید نیمه شعبان را یکی از  اعیاد برجسته مسلمانان ... دانست.



108



«اسپورت» واژه انگلیسی‌ست



ورزش، ورزشی


نمونه: توقیف محموله (بار) کفش اسپورت (ورزشی)



109



«استادیوم» واژه لاتین است



ورزشگاه


نمونه: استادیوم (ورزشگاه) 12هزارنفری



110



«استاندارد» واژه فرانسوی‌ست



معیار، استانده، قابل قبول، پذیرفته‌شده، مطلوب، باکیفیت


«مؤسسه استاندارد»، بار حقوقی دارد و نمی‌توان آن را تغییر داد.


نمونه: اگر ورودی استاندارد و [درازنویسی دارد؛ یعنی آن‌که دو واژه‌ی «استاندارد» و «باکیفیت» مترادف هستند، و باید یک از این دو نوشته شود.] با کیفیتی برای شهر سمنان راه‌اندازی شود...



111



«استبداد» واژه عربی‌ست



خودکامگی، خودرایی


نمونه: فضای استبداد (خودکامگیِ) سیاسی و امنیتی



112



«استثنا» واژه عربی‌ست



جز، به جز، جدا، فروگذاری


نمونه: تنها موردی که استثنا (جدا) شده



«استثنائاً»



تنها، به‌طور خاص، هرازگاهی، به‌استثنا



113



«استحضار» واژه عربی‌ست



آگاهی، آگاهی رساندن، خبر دادن، حضور خواستن، حاضر کردن، پیشگاه


نمونه:  به استحضار (آگاهیِ، پیشگاه) ملت شریف ایران می‌رسد



114



«استحفاظی» واژه عربی‌ست



نگه‌داری، نگه‌بانی، پاس‌بانی


درست است که در خبرها واژه‌ی «استحفاضی» همواره در ترکیب «حوزه‌ی استحفاضی» به کار می‌رود، که یک ترکیب با بار حقوقی‌ست و به این سادگی‌ها نمی‌شود آن را تغییر داد، منتها به سازمان‌ها پیشنهاد می‌شود به جای این واژه‌ی عربی، از برابر فارسیِ آن استفاده نمایند: حوزه‌ی نگه‌داری/ نگه‌بانی



115



«استحقاق» واژه عربی‌ست



سزاواری، شایستگی، برازندگی، زیبندگی، لیاقت


نمونه: ... استحقاق (شایستگیِ) پست نخست‌وزیری را ندارد



116



«استحکام» واژه عربی‌ست



استواری، محکمی، قوام، محکم بودن


نمونه: ... باعث استحکام هرچه بیشتر آن خواهد شد.


که باید چنین تغییر کند: ... هرچه بیش‌تر آن را استوار خواهد کرد. [اجزای فعل مرکب (باعث خواهد شد) باید کنار هم نوشته شوند.]



117



«استخراج» واژه عربی‌ست



بیرون‌ آوردن، بیرون ‌کشیدن، جمع‌بندی، تنظیم، به دست آمدن


نمونه: ... از سر ریز آن اندیشه، بایدها و نبایدهایی استخراج می شود (به دست می‌آید) ...



118



«استراتژیست» واژه فرانسوی‌ست



راه‌بردار


نمونه: ... استراتژیست (راه‌بردار) ارشد بازار گفت ..



«استراتژی» واژه فرانسوی‌ست



راه‌برد، شیوه‌ی هماهنگی، برنامه‌ریزی


افزون بر مترادف‌های بالا، «استراتژی» اصطلاح دانش نظامی‌ست و نمی‌توان آن را تغییر داد.



«استراتژیک» واژه فرانسوی‌ست



راه‌بردی



119



«استراحت کردن» مصدر مرکب است از: استراحت (مصدر عربی) + کردن (مصدر کمکی فارسی)



آسودن، آرام یافتن، آرام گرفتن، خوابیدن، آسایش


نمونه: استراحت (خواب، آسایش) بیش از حد علاوه (افزون) بر از دست رفتن فرصت‌ها به سلامت جسمی افراد [درازنویسی دارد و «افراد» حشو است] ضربه وارد می‌کند.



120



«استرداد» واژه عربی‌ست



بازپس‌گیری، بازگرداندن


نمونه:  استرداد (بازگرداندن) مجرمین مجرمان [نشانه‌های جمع عربی را در فارسی نباید به کار برد؛ یعنی باید تنها از خود واژه استفاده کرد، نه دستور زبان بیگانه!] بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری کره



121



«استرس» واژه انگلیسی‌ست



فشار روانی، تنش


نمونه: ... استرس (فشار روانی) در بروز آن نقش مهمی دارد، 



122



«استشمام» واژه عربی‌ست



بوییدن، بو کردن، بو را... احساس کردن


نمونه:  بوی باروت همچنان در خیابان استشمام (احساس) می‌شد



123



«استطاعت» واژه عربی‌ست



توانایی، توان، قدرت، امکان، تواناییِ مالی


نمونه: ... نداشتن استطاعت (تواناییِ) پرداخت مهریه‌های سنگین و نفقه



124



«استعانت» واژه عربی‌ست



یاری ‌جستن (گرفتن)، یاری ‌کردن


نمونه: با استعانت (یاری جستن) از خداوند متعال



125



«استعداد» واژه عربی‌ست



توانمندیِ ذهنی، آمادگی، ساختن، ذوق، قریحه، سازوبرگ جنگی


نمونه: از جوانان بااستعداد (توانمند) این استان



126



* «استعفا دادن» مصدر مرکب است از: استعفا (مصدر عربی) + دادن (مصدر کمکی فارسی)



استعفا کردن، استعفا خواستن


«استعفا» با فعل «کردن» یا «خواستن» به کار می‌رود، نه با فعل «دادن»!! و کاربرد آن با این فعل نادرست است. البته «استعفا خواستن» کاربرد قدیمیِ این فعل است و شاید امروزه کم‌تر به کار رود.


نمونه: [دیوید کامرون] ... پس از رای اکثر مردم به خروج از اتحادیه اروپا، از سمت خود استعفا داد.


که باید چنین تغییر کند: [دیوید کامرون] ... پس از رای بیش‌تر مردم به خروج از اتحادیه‌ی اروپا، از سمت خود استعفا کرد.



127



«استعمال» واژه عربی‌ست



به کار بردن، کارکرد، کاربری، مصرف


نمونه: استعمال (مصرف) سیگار



128



«استغفار» واژه عربی‌ست



آمرزش‌ خواستن، بخشایش خواستن، توبه ‌کردن


نمونه1: ... تا همه به توبه، استغفار [درازنویسی دارد و با «توبه» مترادف است] و راز و نیاز با پروردگار موفق شوند.


نمونه2: استغفار (توبه) از این گناه بزرگ



129



«استغفرالله» ترکیب عربی‌ست



از خدا آمرزش می‌خواهم، پناه بر خدا، پناه می‌جویم به خدا،



130



«استغنا» واژه عربی‌ست



بی‌نیازی، عزت نفس، شکوهمندی


نمونه: توافق هسته‌ای و رفع تحریم‌ها ... تعاملی از موضع استغنا (شکوهمندی، عزت نفس) و واقع‌بینانه و با هدف تنش‌زدایی و اعتمادسازی با کشورها[ست].



131



«استفاده» واژه عربی‌ست



به‌کارگیری، کاربرد، بهره، سود


نمونه: باید در کمیسیون‌ها از نظر بانوان هم استفاده (بهره گرفته، بهره‌گیری، سود برده) شود



132



«استقامت» واژه عربی‌ست



پای‌مردی، ایستادگی، پایداری


«دوی استقامت»، یکی از شاخه‌های ورزش دو است و اصطلاح شده، که نمی‌توان آن را تغییر داد.


نمونه: اگر امروز فتنه‌ی تکفیری‌ها ... درحال خاموش شدن است، ناشی از خون شهدا (شهیدان) و استقامت (ایستادگی) پدران‌شان و جانبازان است.



133



«استقبال» واژه عربی‌ست



پیشواز، خوش‌آمدگویی، خوشنودی از پیشنهاد یا سخن، توجه، اقبال


نمونه1: استقبال (خوشنودی) بازدیدکنندگان


نمونه2: ... با استقبال (اقبال، توجه) زیادی فراوانی [غلط مصطلح است و باید به جای آن «فراوان»، «بسیار» «بی‌نظیر» و مانند آن را به کار برد.] روبه‌رو شد.







حرف «الف» بخش پنجم:









































































































































































ردیف



واژه



برابر درست



105



* اساتید



استادان


ر.ک.به (ارامنه، شماره‌ی 80)


نمونه: پیشنهادهای دریافتی توسط جمعی از اساتید ادبیات و شاعران معاصر بررسی و بهترین ها انتخاب و معرفی خواهند شد.


که باید چنین تغییر کند: پیشنهادهای دریافتی را جمعی از استادان ادبیات و شاعران معاصر بررسی می‌کنند، و بهترین‌ها انتخاب و معرفی خواهند شد.



106



«اساس» واژه عربی‌ست



بنیان، بنیاد، پایه، پی



107



* اسپانیولی



اسپانیایی، اسپانیول


«اسپانیول» در زبان فرانسوی، یعنی «منسوب به اسپانیا» یا همان «اسپانیایی». برای همین، ترکیب «اسپانیولی» دارای حشو است و باید «ی» نسبت فارسی را به «اسپانیا» چسباند، نه «اسپانیول»


نمونه: ...در سخنرانی خود برای جمع حاضر به زبان اسپانیولی (اسپانیایی) عید نیمه شعبان را یکی از  اعیاد برجسته مسلمانان ... دانست.



108



«اسپورت» واژه انگلیسی‌ست



ورزش، ورزشی


نمونه: توقیف محموله (بار) کفش اسپورت (ورزشی)



109



«استادیوم» واژه لاتین است



ورزشگاه


نمونه: استادیوم (ورزشگاه) 12هزارنفری



110



«استاندارد» واژه فرانسوی‌ست



معیار، استانده، قابل قبول، پذیرفته‌شده، مطلوب، باکیفیت


«مؤسسه استاندارد»، بار حقوقی دارد و نمی‌توان آن را تغییر داد.


نمونه: اگر ورودی استاندارد و [درازنویسی دارد؛ یعنی آن‌که دو واژه‌ی «استاندارد» و «باکیفیت» مترادف هستند، و باید یک از این دو نوشته شود.] با کیفیتی برای شهر سمنان راه‌اندازی شود...



111



«استبداد» واژه عربی‌ست



خودکامگی، خودرایی


نمونه: فضای استبداد (خودکامگیِ) سیاسی و امنیتی



112



«استثنا» واژه عربی‌ست



جز، به جز، جدا، فروگذاری


نمونه: تنها موردی که استثنا (جدا) شده



«استثنائاً»



تنها، به‌طور خاص، هرازگاهی، به‌استثنا



113



«استحضار» واژه عربی‌ست



آگاهی، آگاهی رساندن، خبر دادن، حضور خواستن، حاضر کردن، پیشگاه


نمونه:  به استحضار (آگاهیِ، پیشگاه) ملت شریف ایران می‌رسد



114



«استحفاظی» واژه عربی‌ست



نگه‌داری، نگه‌بانی، پاس‌بانی


درست است که در خبرها واژه‌ی «استحفاضی» همواره در ترکیب «حوزه‌ی استحفاضی» به کار می‌رود، که یک ترکیب با بار حقوقی‌ست و به این سادگی‌ها نمی‌شود آن را تغییر داد، منتها به سازمان‌ها پیشنهاد می‌شود به جای این واژه‌ی عربی، از برابر فارسیِ آن استفاده نمایند: حوزه‌ی نگه‌داری/ نگه‌بانی



115



«استحقاق» واژه عربی‌ست



سزاواری، شایستگی، برازندگی، زیبندگی، لیاقت


نمونه: ... استحقاق (شایستگیِ) پست نخست‌وزیری را ندارد



116



«استحکام» واژه عربی‌ست



استواری، محکمی، قوام، محکم بودن


نمونه: ... باعث استحکام هرچه بیشتر آن خواهد شد.


که باید چنین تغییر کند: ... هرچه بیش‌تر آن را استوار خواهد کرد. [اجزای فعل مرکب (باعث خواهد شد) باید کنار هم نوشته شوند.]



117



«استخراج» واژه عربی‌ست



بیرون‌ آوردن، بیرون ‌کشیدن، جمع‌بندی، تنظیم، به دست آمدن


نمونه: ... از سر ریز آن اندیشه، بایدها و نبایدهایی استخراج می شود (به دست می‌آید) ...



118



«استراتژیست» واژه فرانسوی‌ست



راه‌بردار


نمونه: ... استراتژیست (راه‌بردار) ارشد بازار گفت ..



«استراتژی» واژه فرانسوی‌ست



راه‌برد، شیوه‌ی هماهنگی، برنامه‌ریزی


افزون بر مترادف‌های بالا، «استراتژی» اصطلاح دانش نظامی‌ست و نمی‌توان آن را تغییر داد.



«استراتژیک» واژه فرانسوی‌ست



راه‌بردی



119



«استراحت کردن» مصدر مرکب است از: استراحت (مصدر عربی) + کردن (مصدر کمکی فارسی)



آسودن، آرام یافتن، آرام گرفتن، خوابیدن، آسایش


نمونه: استراحت (خواب، آسایش) بیش از حد علاوه (افزون) بر از دست رفتن فرصت‌ها به سلامت جسمی افراد [درازنویسی دارد و «افراد» حشو است] ضربه وارد می‌کند.



120



«استرداد» واژه عربی‌ست



بازپس‌گیری، بازگرداندن


نمونه:  استرداد (بازگرداندن) مجرمین مجرمان [نشانه‌های جمع عربی را در فارسی نباید به کار برد؛ یعنی باید تنها از خود واژه استفاده کرد، نه دستور زبان بیگانه!] بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری کره



121



«استرس» واژه انگلیسی‌ست



فشار روانی، تنش


نمونه: ... استرس (فشار روانی) در بروز آن نقش مهمی دارد، 



122



«استشمام» واژه عربی‌ست



بوییدن، بو کردن، بو را... احساس کردن


نمونه:  بوی باروت همچنان در خیابان استشمام (احساس) می‌شد



123



«استطاعت» واژه عربی‌ست



توانایی، توان، قدرت، امکان، تواناییِ مالی


نمونه: ... نداشتن استطاعت (تواناییِ) پرداخت مهریه‌های سنگین و نفقه



124



«استعانت» واژه عربی‌ست



یاری ‌جستن (گرفتن)، یاری ‌کردن


نمونه: با استعانت (یاری جستن) از خداوند متعال



125



«استعداد» واژه عربی‌ست



توانمندیِ ذهنی، آمادگی، ساختن، ذوق، قریحه، سازوبرگ جنگی


نمونه: از جوانان بااستعداد (توانمند) این استان



126



* «استعفا دادن» مصدر مرکب است از: استعفا (مصدر عربی) + دادن (مصدر کمکی فارسی)



استعفا کردن، استعفا خواستن


«استعفا» با فعل «کردن» یا «خواستن» به کار می‌رود، نه با فعل «دادن»!! و کاربرد آن با این فعل نادرست است. البته «استعفا خواستن» کاربرد قدیمیِ این فعل است و شاید امروزه کم‌تر به کار رود.


نمونه: [دیوید کامرون] ... پس از رای اکثر مردم به خروج از اتحادیه اروپا، از سمت خود استعفا داد.


که باید چنین تغییر کند: [دیوید کامرون] ... پس از رای بیش‌تر مردم به خروج از اتحادیه‌ی اروپا، از سمت خود استعفا کرد.



127



«استعمال» واژه عربی‌ست



به کار بردن، کارکرد، کاربری، مصرف


نمونه: استعمال (مصرف) سیگار



128



«استغفار» واژه عربی‌ست



آمرزش‌ خواستن، بخشایش خواستن، توبه ‌کردن


نمونه1: ... تا همه به توبه، استغفار [درازنویسی دارد و با «توبه» مترادف است] و راز و نیاز با پروردگار موفق شوند.


نمونه2: استغفار (توبه) از این گناه بزرگ



129



«استغفرالله» ترکیب عربی‌ست



از خدا آمرزش می‌خواهم، پناه بر خدا، پناه می‌جویم به خدا،



130



«استغنا» واژه عربی‌ست



بی‌نیازی، عزت نفس، شکوهمندی


نمونه: توافق هسته‌ای و رفع تحریم‌ها ... تعاملی از موضع استغنا (شکوهمندی، عزت نفس) و واقع‌بینانه و با هدف تنش‌زدایی و اعتمادسازی با کشورها[ست].



131



«استفاده» واژه عربی‌ست



به‌کارگیری، کاربرد، بهره، سود


نمونه: باید در کمیسیون‌ها از نظر بانوان هم استفاده (بهره گرفته، بهره‌گیری، سود برده) شود



132



«استقامت» واژه عربی‌ست



پای‌مردی، ایستادگی، پایداری


«دوی استقامت»، یکی از شاخه‌های ورزش دو است و اصطلاح شده، که نمی‌توان آن را تغییر داد.


نمونه: اگر امروز فتنه‌ی تکفیری‌ها ... درحال خاموش شدن است، ناشی از خون شهدا (شهیدان) و استقامت (ایستادگی) پدران‌شان و جانبازان است.



133



«استقبال» واژه عربی‌ست



پیشواز، خوش‌آمدگویی، خوشنودی از پیشنهاد یا سخن، توجه، اقبال


نمونه1: استقبال (خوشنودی) بازدیدکنندگان


نمونه2: ... با استقبال (اقبال، توجه) زیادی فراوانی [غلط مصطلح است و باید به جای آن «فراوان»، «بسیار» «بی‌نظیر» و مانند آن را به کار برد.] روبه‌رو شد.



. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال