کد مطلب: 30636 | تاریخ مطلب: 1396/08/03
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (12)

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (12)








حرف «الف» بخش دوازدهم:













                                    























































ردیف



واژه



برابر درست



311



«اِمضاء» * واژه عربی‌ست



امضا


ر.ک.به: «امحاء»، شماره‌ی 302



نمونه: «وینفرد شفر» روز سه شنبه با حضور در باشگاه استقلال و امضاء (امضای) قرارداد به صورت رسمی سرمربیگریِ آبی‌پوشان تیم فوتبال استقلال تهران را به عهده گرفت.




312



«اِمعان» واژه عربی‌ست



دوراندیشی، زیرکی، فراست، تیزبینی، تأمل، دقت‌نظر، بازنگری


نمونه:  این فرصت خوبی‌ست، تا مسایل مبتلا به اصناف (صنف‌ها) از زوایای (زاویه‌های) مختلف مورد بررسی و امعان نظر قرار گیرد. (بررسی و بازنگری شود.)



313



«اَمَل» واژه عربی‌ست



امید، آرزو، خواهش، امید داشتن



314



«اِملاء» واژه عربی‌ست



املا، دیکته؛ شیوه‌ی نگارش، دستور خط


ر.ک.به: «امحاء»، شماره‌ی 302


نمونه: ... تاریخ بشر و فلسفه‌ی وجود بشر و اصلاً فلسفه‌ی ادیان، این را به ما املاء (املا/ دیکته) می‌کند.



315



«اَملاح» واژه عربی‌ست



جمع ملح، نمک‌ها،


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: یکی از آن‌ها نفوذ آب باران، آب تازة بدون املاح (نمک) و آلودگی به درون زمین است



316



«اَملاک» واژه عربی‌ست



جمع مِلک: مِلک‌ها، زمین‌ها، ساختمان‌ها، دارایی‌ها، ثروت‌ها


«املاک» گاهی به جای «بنگاه معاملات ملکی» به کار می‌رود، که نادرست است. باید از واژه‌ی «بنگاه» استفاده کرد.


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: املاک (زمین‌های) روستایی دارای سند، سفته، ضمانت‌های صادره از صندوق صنایع کوچک و صندوق تعاون، مهم‌ترین وثیقه‌های دریافتی‌ست.



317



«اُمم» واژه عربی‌ست



جمع امت: امت‌ها، گروه‌ها، جماعت‌ها، پیروان


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: امام زمان (عج) موعود امم (امت‌ها)، منجی بشریت و مصلح کل است.



318



«اَمن» واژه عربی‌ست



آرام، آسوده؛ سازگاری؛ راحتی، آرامش، آسایش، آسودگی؛ بی‌ترسی، بی‌بیمی، بی‌خطری


نمونه: نخست‌وزیر عراق، حمایت همه‌جانبه را از تلاش‌های دولت عراق برای مبارزه با تروریسم ... به منظور ساخت کشوری امن (آرام)، یک‌پارچه و باثبات اعلام کرد.



319



«اَمنیّت» واژه عربی‌ست



آرامش، آسایش، آسودگی، بی‌ترسی، بی‌بیمی، ایمنی


نمونه: وظیفة نیروی انتظامی حفظ و ارتقاء (ارتقای/افزایش) امنیت (آسایش) می باشد (است) که بسیار بر آن تأکید شده است.























































































320



«اَموات» واژه عربی‌ست



جمع میت، درگذشتگان، مردگان،


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: وقتی دسته به قبرستانی (گورستانی) وارد می‌شوند، برای تمام اموات (درگذشتگان) زاره زاره را با سوز و غمناکی می‌نوازند.



321



«اَمواج» واژه عربی‌ست



جمع موج: موج‌ها، خیزاب‌ها


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: بارش باران در برخی از نقاط این استان با ورود امواج (موج‌های) ناپایدار در 2 روز گذشته گزارش شده است.



322



«اَموال» واژه عربی‌ست



جمع مال: مال‌ها، دارایی‌ها، ثروت‌ها،


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


 نمونه: یکی از پرونده‌ها مربوط به سرپرستیِ طولانی احمدی‌نژاد بر وزارت نفت و دخل و تصرف غیرقانونی در اموال (دارایی‌های) دولتی [مربوط] بود.



323



«اُمور» واژه عربی‌ست



جمع امر، کارها، شغل‌ها، حرفه‌ها، کردارها؛ چیزها؛ موضوع‌ها، مسأله‌ها؛ پیش‌آمدها، رویدادها، رخدادها


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه:  امر به معروف از واجبات بزرگ الاهی و از امور (موضوع‌های) فطری و عقلی‌ست



اُمورات



واژه‌ی عامیانه است و در متن خبر جایی ندارد؛ و در همان معنای «امور» است. بنابراین باید برابرهای «امور» را جایگزین این واژه کرد.


نمونه: این مبلغ می‌تواند در رسیدگی به امورات (کارهای) مربوط به کتابخانه‌ها کمک شایانی کند.



324



«اَمیال»* واژه عربی‌ست



خواهش‌ها، آرزوها، خواست‌ها، گرایش‌ها


«اَمیال» در عربی جمع «میل» [بر وزن تیر] و واحد مسافت است، که در فارسی به‌اشتباه، جمع «میل» [بر وزن خیل] به معنای خواهش و آرزو به کار میرود که نادرست است.


نمونه: چین و آمریکا از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند که این اشتها و امیال (خواست‌ها) و جاه‌طلبی‌های این دو است که کرة زمین را شکل دهی می کند (سامان‌دهی می‌کند).



325



«امیر» واژه عربی‌ست



پادشاه، فرمان‌روا، سردار، فرمان‌ده؛ سرپرست؛ در ارتش برابر با درجه‌های سرهنگ به بالاست



326



«امین» واژه عربی‌ست



درست‌کار، راست‌کردار، امانت‌دار، درست‌گفتار، مطمئن، معتمد؛ لقب پیامبر (ص) و جبرییل نیز هست.



327



«انابت» واژه عربی‌ست



توبه، پشیمانی، بازگشتن، آمرزش‌خواهی



328



«آنارشی» واژه فرانسوی‌ست



هرج و مرج، بی‌نظمی


نمونه: تقریبا (کمابیش) همه اجماع دارند که اقتصاد ایران به بی‌نظمی و آنارشی (هرج و مرج/ می‌تواند حذف هم شود چون با بی‌نظمی مترادف است) رسیده است



329



«انبساط» واژه عربی‌ست



گستردگی، فراخی، بسط؛ خوشی، شادی و خرمی، گشاده‌رویی، گشادگی، خودمانی شدن


نمونه: این موجب می‌شود که در جامعه نوعی انقباض نیروهای اجتماعی به‌وجود (پدید) آید و در بین مسؤولان نیز نوعی انبساط (گشادگیِ) عملیاتی ایجاد شود... 



«انبساط خاطر» واژه عربی‌ست



خوش‌رویی، شادی، خوشحالی؛ خوش‌منشی، گشاده‌رویی، گشایش خاطر


نمونه: اگر آن شب فقط چند ثانیه ای تکان‌ها بیش از حد معمول ادامه می‌یافت ... نه مانورهای زلزله و ایمنی به کارمان می‌آمد، نه بازی های پرخرجی که هر سال مسئولان و مدیران ... از باب تفریح و انبساط (گشایش) خاطر شریف مصوب می‌کنند و انجام می‌دهند.



330



«انبیاء» واژه عربی‌ست



جمع نبی، پیامبران، پیغمبران، رسولان


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


و ر.ک.به: «امحاء»، شماره‌ی 302


نمونه: در این کتاب... به مجموعه تحولات تاریخ اسلامی در سه قرن (سده‌ی) نخست قمری (علاوه (افزون) بر تاریخ انبیاء (پیامبران) و ایران قبل (پیش) از اسلام) پرداخته شده ...



331



«انتحار» واژه عربی‌ست



خودکشی، خویشتن‌کشی


نمونه: در گام اول (نخست) کودکان خردسال را به مدارس (مدرسه‌های) دینی پاکستان می‌برند؛ بسیار شست‌وشوی مغزی می‌دهند و آن‌ها را برای انتحار (خودکشی) آماده می‌کنند.



332



«انتخاب» واژه عربی‌ست



برگزیدن، گزینش، برگزیدگی، پسندیدگی، دست‌چینی، برگزیده، برگزیده‌شده


نمونه: امنیت بالا و... از مهم‌ترین عوامل استقبال و انتخاب (برگزیدن) استان ایلام و مهران به عنوان (برای) گذرگاه زائران عتبات عالیات عراق و ایران است.



انتخاب ‌کردن



برگزیدن




. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال