کد مطلب: 30641 | تاریخ مطلب: 1396/09/21
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

الهام باقری

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (14)

جدول واژگان ویراستاری برای خبرنگاران (14)

حرف «الف» بخش چهاردهم









                                                





















































































































































ردیف



واژه



برابر درست



358



«انرژی» واژه فرانسوی‌ست



توان، نیرو، کارمایه


نمونه: اگر مردم بهای انرژی (برق/ نیروی برق) را پرداخت کنند (بپردازند) ما مطمئنا (بی‌گمان) می‌توانیم از محل همان پرداخت‌ها، علاوه (افزون) بر احداث (ساخت) شبکه‌های جدید، روشنایی معابر (گذرگاه‌ها) را نیز تأمین کنیم.



359



«انزجار» واژه عربی‌ست



بیزاری


نمونه: آیا نباید انزجار (بیزاریِ) جهانی (را) از این مواضع را به فرصت نمایش وحدت و انسجام (هم‌سویی/ یک‌پارچگی) ملی و پرهیز از تضعیف و تفرقه (پراکندگی) تبدیل کنیم؟



340



«انزوا» واژه عربی‌ست



کناره‌گیری، گوشه‌نشینی، کناره‌جویی، خانه‌نشینی، گوشه‌گیری، دورشدگی، یک‌سوشدگی، کنارگذاشتگی، کنارداشتگی، تنهایی


نمونه: ...  این اقدام ترامپ موجب (به) تفرقه (پراکندگی) میان واشنگتن و متحدان شد (انجامید) و آمریکا را در انزوا (تنهایی/ کنارگذاشتگی) قرار داد.



341



«انژکسیون» واژه فرانسوی‌ست



آمپول، تزریق، آمپول‌ زدن، سوزن ‌زدن



342



«اُنس» واژه عربی‌ست



خو گرفتن، خوگیری، خوگر شدن، نزدیکی، دوستی، همراهی، الفت؛ خرمی و بی‌پژمان، آموختگی


نمونه: حضور در واحدهای مختلف کشور، باعث (به) شناسایی متقابل، حضور در خدمت (به) بزرگان منطقه و ایجاد انس (نزدیکی) و الفت و همکاریِ صمیمانه - که خارج (بیرون) از قید و بندهای اداری - است را موجب می‌شود (می‌انجامد)



343



«انسان» واژه عربی‌ست



مردم، آدمی


نمونه: اقامة نماز، انسان (آدمی) را از گناه و پلیدی‌ها دور می‌کند.



344



«اَنستیتو» واژه فرانسوی‌ست



انجمن، نهاد، بنیاد، مؤسسه


نمونه: طبیبی، از دیگر برنامه‌های جهاد دانشگاهی در اوگاندا، را دیدار با دو نفر از محققان (پژوهشگر) انستیتو (مؤسسة) سرطان‌شناسی این کشور بیان کرد و گفت...



345



«اِنسجام» واژه عربی‌ست



یک‌پارچگی، هم‌آهنگی، هم‌خوانی، هم‌سویی


نمونه:  بازدارندگی نه از طریق (با) سلاح هسته‌ای و موشکی، بلکه از انسجام (یک‌پارچگی) و وحدت داخلی و بها دادن به انتظارات و علایق (علاقه‌های) مردم و کاهش شکاف دولت و ملت به دست می‌آید، و بحث‌های سلاح و قدرت نظامی مسایل تاکتیکی‌ست.



346



«اِنسداد» واژه عربی‌ست



بستگی، بسته شدن، تنگ شدن


نمونه: ذرات گرد و غبار با نفوذ به روزنه‌های برگ خرما و انسداد (بستن) آن، لایة عایقی بر سطح گل و کلالة نخل تشکیل داده (می‌دهند)، و از جوانه‌زنی دانة گرده جلوگیری می‌کنند.



347



«اَنسرینگ» واژه انگلیسی‌ست



پیام‌گیر



348



«اِنشاء» واژه عربی‌ست



انشا، سخن‌پردازی، نویسندگی، سخن‌آفرینی، سرایندگی؛ نگارش؛ نوشته‌ی ادبی، پدید آوردن


ر.ک.به: «امحاء»، شماره‌ی 302


نمونه: زیارت جامعة کبیره، توسط (را) امام دهم حضرت علی الهادی (ع) انشا شده (نوشته)، (که) و مهم‌ترین و بالاترین متن امامتی شیعه است



349



«اِن‌شاء الله» ترکیب عربی‌ست



به امید خدا،


نگارش این جمله‌ی عربی به شکل «انشاءالله» نادرست است.


نمونه: نیم‌قطعة ماندة ضریح تل زینبیة در کربلا توسط (را) خادمین (خادمان) ستاد عتبات استان به اتمام (پایان) رسیده (رساندند) که انشا الله (به امید خدا/ ان شاء الله) تا اربعین حسینی نصب خواهد شد.



350



«انشعاب» واژه عربی‌ست



پراکندگی، چنددستگی، شاخه‌شاخه‌ شدن، دور شدن؛ بخش شدن،


نکته: انشعاب آب/گاز/برق، انشعاب حزبی، همگی کلیدواژه است و نمی‌توان آن را تغییر داد.


نمونه: انشعاب (جدا شدن) حلقة ترامپ از جمهوری‌خواهان



351



«انصار» واژه عربی‌ست



جمع ناصر و نصیر؛ یاران، یاری‌دهندگان، همراهان


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33



352



«انصاف» واژه عربی‌ست



درست‌کاری، درست‌کرداری، درست‌رفتاری؛ دادخواهی، داد دادن، داد، داد منشی؛ راستی، حق‌بینی


نمونه: من با وجود این‌که برآمده از جریان اصلاحات هستم، اما معتقدم که اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌توانند دور یک میز با تکیه بر حق و انصاف (داد منشی) و قانون و مدارا بنشینند. 



«انصافاً» واژه عربی‌ست



به‌حق، به‌سزا، ازروی انصاف، به‌راستی، به‌درستی


ر.ک.به: «اتفاقاً»، شماره‌ی 19


نمونه: ... این جزو سیاست‌های کلی جمهوری اسلامی ایران است و انصافا (به‌حق) در دورة ریاست‌جمهوری آقای روحانی از همان روز اول ... بروز پیدا کرده (یافته) است.



353



«انصراف» واژه عربی‌ست



برگشتن، بازگشتن، بازگشت؛ نخواستن، چشم‌پوشی از چیزی یا کاری


نمونه: مخالفت‌های گستردة ملی و منطقه‌ای منجر به انصراف (چشم‌پوشیِ) رهبران بارسلون از برگزاری همه‌پرسی استقلال نشد (نینجامید).


یا: مخالفت‌های گستردة ملی و منطقه‌ای، رهبران بارسلون را از برگزاری همه‌پرسی استقلال منصرف نساخت.



354



«انضمام» واژه عربی‌ست



پیوستن، پیوستگی، به‌پیوست؛ افزونی، افزون بر...، افزودن


نمونه: ... ابعاد (جنبه‌های/ شاخص‌های) مورد نیاز برای انضمام (افزودن) بیت کوین (نوعی ارز دیجیتال)، هم اقتصادی و هم زیربنایی هستند‌.



355



«انطباق» واژه عربی‌ست



سازگاری، هم‌آهنگی، هم‌خوانی، هم‌سویی، به‌هم‌پیوستگی؛ برابری، همراهی


نمونه: بازار سرمایه، محصولات و نهادهایی را در اختیار سرمایه‌‌گذاران قرار می‌ دهد (می‌گذارد) که انطباق (هم‌سویی) آن‌ها با موازین شریعت به تأیید کمیتة فقهی سازمان بورس و اوراق بهادار رسیده است.



356



«انطفاء» واژه عربی‌ست



خاموش‌شدگی، خاموشی، خاموش شدن


ر.ک.به: «امحاء»، شماره‌ی 302



357



«اَنظار» واژه عربی‌ست



جمع نظر؛ نگاه‌ها، دیدها؛ چشم‌ها؛ اندیشه‌ها، فکرها


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: از زمان بازپس‌گیری کرکوک و چاه‌های نفت ... مسعود بارزانی .... هیچ گونه ظهور رسانه‌ای نداشته و کم‌تر در انظار عمومی (جلوی دید همگان) ظاهر (نمایان) شده است.



358



«اَنعام» واژه عربی‌ست



در عربی جمع «نَعَم» و به معنای چارپاست؛ اما در فارسی چنین معنا می‌دهد: دست‌خوش، شیتیل، شیرینی، پول شیرینی


نمونه: کمبود کامیون، بالا بودن کرایة حمل، انعام (پول شیرینی) راننده‌ها و ده‌ها هزینه دیگر مثل (مانند): بذر، کود شیمیایی، سم و دست‌مزد کارگر، یقة من چغندرکار را گرفته‌است، و راه نجات هم ندارد.



359



«اِنعام» واژه عربی‌ست



دهش، بخشش، بخشیدن، نیکی، خوبی



360



«انعطاف» واژه عربی‌ست



نرمش، آمادگی برای سازش یا پذیرش یا دوامش؛ برگردانده شدن، برگشتن، برگشت


نمونه: .... شاید یکی از دلایلی که منجر به افزایش مخاطبان رادیو (منجر) شده (انجامیده)، انعطاف (نرمش) آن دربرابر همین مسأله (جدا نکردن مخاطبان شبکه‌های اجتماعی از فضای رادیو) است.



361



«انعقاد» واژه عربی‌ست



لخته شدن خون یا شیر یا...، بسته شدن؛ بسته شدن قرارداد، برپاییِ انجمن یا پیمان


نمونه: پاکستان به دنبال انعقاد (بستن) قراردادهای مختلف واردات گاز و احداث (ساخت) خطوط در این زمینه ... بوده است.



362



«اِنعکاس» واژه عربی‌ست



بازتاب، برگشت؛ پرتو انداختن، تابش؛ واکنش


نمونه:  انعکاس (بازتاب) واقعیت را می‌خواهم



363



«اَنفاس» واژه عربی‌ست



جمع نفس؛ نفس‌ها، دم‌ها؛ لحظه‌ها؛ گفته‌ها، سخنان؛ راز و نیازها، دعاها؛ نسیم‌ها، بوهای خوش؛ مردم


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: مدد گرفتن از انفاس (نفس‌های) قدسی امام راحل و دعای ایشان در اولین (نخستین) روز کاری یکی از ضروریات محسوب می‌شود ...



364



«اِنفاق» واژه عربی‌ست



بخشش، بخشیدن، بخشش کردن؛ هزینه


نمونه: برقعی با بیان این‌که انفاق (بخشش) در حوزة ادبیات دینی کشور ما، یکی از راهکارهای اصلی خروج از فقر است، گفت...



























































































































































ردیف



واژه



برابر درست



358



«انرژی» واژه فرانسوی‌ست



توان، نیرو، کارمایه


نمونه: اگر مردم بهای انرژی (برق/ نیروی برق) را پرداخت کنند (بپردازند) ما مطمئنا (بی‌گمان) می‌توانیم از محل همان پرداخت‌ها، علاوه (افزون) بر احداث (ساخت) شبکه‌های جدید، روشنایی معابر (گذرگاه‌ها) را نیز تأمین کنیم.



359



«انزجار» واژه عربی‌ست



بیزاری


نمونه: آیا نباید انزجار (بیزاریِ) جهانی (را) از این مواضع را به فرصت نمایش وحدت و انسجام (هم‌سویی/ یک‌پارچگی) ملی و پرهیز از تضعیف و تفرقه (پراکندگی) تبدیل کنیم؟



340



«انزوا» واژه عربی‌ست



کناره‌گیری، گوشه‌نشینی، کناره‌جویی، خانه‌نشینی، گوشه‌گیری، دورشدگی، یک‌سوشدگی، کنارگذاشتگی، کنارداشتگی، تنهایی


نمونه: ...  این اقدام ترامپ موجب (به) تفرقه (پراکندگی) میان واشنگتن و متحدان شد (انجامید) و آمریکا را در انزوا (تنهایی/ کنارگذاشتگی) قرار داد.



341



«انژکسیون» واژه فرانسوی‌ست



آمپول، تزریق، آمپول‌ زدن، سوزن ‌زدن



342



«اُنس» واژه عربی‌ست



خو گرفتن، خوگیری، خوگر شدن، نزدیکی، دوستی، همراهی، الفت؛ خرمی و بی‌پژمان، آموختگی


نمونه: حضور در واحدهای مختلف کشور، باعث (به) شناسایی متقابل، حضور در خدمت (به) بزرگان منطقه و ایجاد انس (نزدیکی) و الفت و همکاریِ صمیمانه - که خارج (بیرون) از قید و بندهای اداری - است را موجب می‌شود (می‌انجامد)



343



«انسان» واژه عربی‌ست



مردم، آدمی


نمونه: اقامة نماز، انسان (آدمی) را از گناه و پلیدی‌ها دور می‌کند.



344



«اَنستیتو» واژه فرانسوی‌ست



انجمن، نهاد، بنیاد، مؤسسه


نمونه: طبیبی، از دیگر برنامه‌های جهاد دانشگاهی در اوگاندا، را دیدار با دو نفر از محققان (پژوهشگر) انستیتو (مؤسسة) سرطان‌شناسی این کشور بیان کرد و گفت...



345



«اِنسجام» واژه عربی‌ست



یک‌پارچگی، هم‌آهنگی، هم‌خوانی، هم‌سویی


نمونه:  بازدارندگی نه از طریق (با) سلاح هسته‌ای و موشکی، بلکه از انسجام (یک‌پارچگی) و وحدت داخلی و بها دادن به انتظارات و علایق (علاقه‌های) مردم و کاهش شکاف دولت و ملت به دست می‌آید، و بحث‌های سلاح و قدرت نظامی مسایل تاکتیکی‌ست.



346



«اِنسداد» واژه عربی‌ست



بستگی، بسته شدن، تنگ شدن


نمونه: ذرات گرد و غبار با نفوذ به روزنه‌های برگ خرما و انسداد (بستن) آن، لایة عایقی بر سطح گل و کلالة نخل تشکیل داده (می‌دهند)، و از جوانه‌زنی دانة گرده جلوگیری می‌کنند.



347



«اَنسرینگ» واژه انگلیسی‌ست



پیام‌گیر



348



«اِنشاء» واژه عربی‌ست



انشا، سخن‌پردازی، نویسندگی، سخن‌آفرینی، سرایندگی؛ نگارش؛ نوشته‌ی ادبی، پدید آوردن


ر.ک.به: «امحاء»، شماره‌ی 302


نمونه: زیارت جامعة کبیره، توسط (را) امام دهم حضرت علی الهادی (ع) انشا شده (نوشته)، (که) و مهم‌ترین و بالاترین متن امامتی شیعه است



349



«اِن‌شاء الله» ترکیب عربی‌ست



به امید خدا،


نگارش این جمله‌ی عربی به شکل «انشاءالله» نادرست است.


نمونه: نیم‌قطعة ماندة ضریح تل زینبیة در کربلا توسط (را) خادمین (خادمان) ستاد عتبات استان به اتمام (پایان) رسیده (رساندند) که انشا الله (به امید خدا/ ان شاء الله) تا اربعین حسینی نصب خواهد شد.



350



«انشعاب» واژه عربی‌ست



پراکندگی، چنددستگی، شاخه‌شاخه‌ شدن، دور شدن؛ بخش شدن،


نکته: انشعاب آب/گاز/برق، انشعاب حزبی، همگی کلیدواژه است و نمی‌توان آن را تغییر داد.


نمونه: انشعاب (جدا شدن) حلقة ترامپ از جمهوری‌خواهان



351



«انصار» واژه عربی‌ست



جمع ناصر و نصیر؛ یاران، یاری‌دهندگان، همراهان


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33



352



«انصاف» واژه عربی‌ست



درست‌کاری، درست‌کرداری، درست‌رفتاری؛ دادخواهی، داد دادن، داد، داد منشی؛ راستی، حق‌بینی


نمونه: من با وجود این‌که برآمده از جریان اصلاحات هستم، اما معتقدم که اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌توانند دور یک میز با تکیه بر حق و انصاف (داد منشی) و قانون و مدارا بنشینند. 



«انصافاً» واژه عربی‌ست



به‌حق، به‌سزا، ازروی انصاف، به‌راستی، به‌درستی


ر.ک.به: «اتفاقاً»، شماره‌ی 19


نمونه: ... این جزو سیاست‌های کلی جمهوری اسلامی ایران است و انصافا (به‌حق) در دورة ریاست‌جمهوری آقای روحانی از همان روز اول ... بروز پیدا کرده (یافته) است.



353



«انصراف» واژه عربی‌ست



برگشتن، بازگشتن، بازگشت؛ نخواستن، چشم‌پوشی از چیزی یا کاری


نمونه: مخالفت‌های گستردة ملی و منطقه‌ای منجر به انصراف (چشم‌پوشیِ) رهبران بارسلون از برگزاری همه‌پرسی استقلال نشد (نینجامید).


یا: مخالفت‌های گستردة ملی و منطقه‌ای، رهبران بارسلون را از برگزاری همه‌پرسی استقلال منصرف نساخت.



354



«انضمام» واژه عربی‌ست



پیوستن، پیوستگی، به‌پیوست؛ افزونی، افزون بر...، افزودن


نمونه: ... ابعاد (جنبه‌های/ شاخص‌های) مورد نیاز برای انضمام (افزودن) بیت کوین (نوعی ارز دیجیتال)، هم اقتصادی و هم زیربنایی هستند‌.



355



«انطباق» واژه عربی‌ست



سازگاری، هم‌آهنگی، هم‌خوانی، هم‌سویی، به‌هم‌پیوستگی؛ برابری، همراهی


نمونه: بازار سرمایه، محصولات و نهادهایی را در اختیار سرمایه‌‌گذاران قرار می‌ دهد (می‌گذارد) که انطباق (هم‌سویی) آن‌ها با موازین شریعت به تأیید کمیتة فقهی سازمان بورس و اوراق بهادار رسیده است.



356



«انطفاء» واژه عربی‌ست



خاموش‌شدگی، خاموشی، خاموش شدن


ر.ک.به: «امحاء»، شماره‌ی 302



357



«اَنظار» واژه عربی‌ست



جمع نظر؛ نگاه‌ها، دیدها؛ چشم‌ها؛ اندیشه‌ها، فکرها


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: از زمان بازپس‌گیری کرکوک و چاه‌های نفت ... مسعود بارزانی .... هیچ گونه ظهور رسانه‌ای نداشته و کم‌تر در انظار عمومی (جلوی دید همگان) ظاهر (نمایان) شده است.



358



«اَنعام» واژه عربی‌ست



در عربی جمع «نَعَم» و به معنای چارپاست؛ اما در فارسی چنین معنا می‌دهد: دست‌خوش، شیتیل، شیرینی، پول شیرینی


نمونه: کمبود کامیون، بالا بودن کرایة حمل، انعام (پول شیرینی) راننده‌ها و ده‌ها هزینه دیگر مثل (مانند): بذر، کود شیمیایی، سم و دست‌مزد کارگر، یقة من چغندرکار را گرفته‌است، و راه نجات هم ندارد.



359



«اِنعام» واژه عربی‌ست



دهش، بخشش، بخشیدن، نیکی، خوبی



360



«انعطاف» واژه عربی‌ست



نرمش، آمادگی برای سازش یا پذیرش یا دوامش؛ برگردانده شدن، برگشتن، برگشت


نمونه: .... شاید یکی از دلایلی که منجر به افزایش مخاطبان رادیو (منجر) شده (انجامیده)، انعطاف (نرمش) آن دربرابر همین مسأله (جدا نکردن مخاطبان شبکه‌های اجتماعی از فضای رادیو) است.



361



«انعقاد» واژه عربی‌ست



لخته شدن خون یا شیر یا...، بسته شدن؛ بسته شدن قرارداد، برپاییِ انجمن یا پیمان


نمونه: پاکستان به دنبال انعقاد (بستن) قراردادهای مختلف واردات گاز و احداث (ساخت) خطوط در این زمینه ... بوده است.



362



«اِنعکاس» واژه عربی‌ست



بازتاب، برگشت؛ پرتو انداختن، تابش؛ واکنش


نمونه:  انعکاس (بازتاب) واقعیت را می‌خواهم



363



«اَنفاس» واژه عربی‌ست



جمع نفس؛ نفس‌ها، دم‌ها؛ لحظه‌ها؛ گفته‌ها، سخنان؛ راز و نیازها، دعاها؛ نسیم‌ها، بوهای خوش؛ مردم


ر.ک.به: «اجداد»، شماره‌ی 33


نمونه: مدد گرفتن از انفاس (نفس‌های) قدسی امام راحل و دعای ایشان در اولین (نخستین) روز کاری یکی از ضروریات محسوب می‌شود ...



364



«اِنفاق» واژه عربی‌ست



بخشش، بخشیدن، بخشش کردن؛ هزینه


نمونه: برقعی با بیان این‌که انفاق (بخشش) در حوزة ادبیات دینی کشور ما، یکی از راهکارهای اصلی خروج از فقر است، گفت...



. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال